که در طریقت ما کافری ست رنجیدن

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو

وآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن

وآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو

رو سینه را چون سینه‌ها هفت آب شو از کینه‌ها

گر سوی مستان می‌روی مستانه شو مستانه شو

باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی

آن گوش و عارض بایدت دردانه شو دردانه شو

آن گوشوار شاهدان هم صحبت عارض شده

فانی شو و چون عاشقان افسانه شو افسانه شو

چون جان تو شد در هوا ز افسانه شیرین ما

ز اندیشه بگذر چون قضا پیشانه شو پیشانه شو

اندیشه‌ات جایی رود وآنگه تو را آن جا کشد

مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو

قفلی بود میل و هوا بنهاده بر دل‌های ما

مفتاح شو مفتاح را دندانه شو دندانه شو

گر چهره بنماید صنم پر شو از او چون آینه

ور زلف بگشاید صنم رو شانه شو رو شانه شو

 

یا حی

/ 0 نظر / 10 بازدید