شبانه

بسم اللَه الرّحمن الرّحیم

 

قدم میزنم در کوچه های بدون تو

روی نیمکت های خالی اتوبوس می نشینم

و به خیابان های بی تو نگاه می کنم

و دل به هیچ ماشینی نمی دهم

تا تو با اسب بیایی

*

کوله ام را بسته ام

در ها را پنجره ها را بی تو بسته ام

و منتظرم

تا دری، پنجره ای

به سوی تو باز شود

و دیدارمان یک راز شود

با کدامین صبح می آیی؟

 

یا حی

/ 0 نظر / 11 بازدید