دیوارها را

بسم اللَه الرّحمن الرّحیم

 

تو از این ور

و او از آن ور

شروع می کنید دیواری را ساختن

با هم آجرها را روی هم می  گذارید

روی هر رجش ملات می ریزید و باز آجرها

بعدش هر روزش می روید به دیوارتان سر می زنید

آب رویش می ریزید تا ملاتش قوام بگیرد

کنارش احیانا یک بوته ی گل یاس می کارید شاید هم یک عَشَقه

فصل ها یکی بعد دیگری می آید

سال ها از پی هم می گذرد

بوته هاتان بزرگ می شوند

گل می دهند و عطرشان شما را مست می کند

و دیوارتان بوی یک رنگی می گیرد

بوی دوستی

بوی زندگی

امّا گاهی

تو هی می روی سراغ دیوار

و کسی را نمی بینی

کسی آن طرف دیوار نیست

خودت را سرگرم گل هاتان می کنی

و باز و باز و باز می روی

و باز و باز و باز کسی آن ور نیست

و از یک جایی به بعد دل و دماغ گل ها را هم نداری

گل ها خشک می شود

و دیوار متروک می شود

و تو هم شاید دیگر دیوار را با خودش تنها بگذاری

تا شاید یک روز باز گل هایش شکوفه دهد

 

پی نوشت:

و من دیده ام دیوارهایی را که

خراب شده است

یکی یک زمانی یک کلنگ آورده و همه اش را خراب کرده

این دیوارها را هیچ جوری دیگر نمی شود دوباره ساخت

یعنی نه اینکه کلاً نشود

امّا خیلی سخت است که بشود

 

یا حی

/ 0 نظر / 3 بازدید