جنونی با دل گمگشته از کو‌ی تو می‌آید

بسم اللَه الرّحمن الرّحیم

 

گفت عاشقی؟

گفتم نمی دونم ولی میدونم که

غذاها برام مزه ندارن

رنگ ها برام رنگ ندارن

صداها اون قدرها برام وضوح ندارن

هدف ها ،رفت و آمد ها،

بالا و پایین کردن ها

برام معنا ندارن

و

گاهی بی خودی گریه م میگره

گاهی بی خودی با خودم می خندم

گاهی قلبم تند تند میزنه جوری که

صداش رو به وضوح می شنوم

گاهی انقدر آروم می زنه که فکر می کنم

اصلا دلش می خواد که نزنه

گاهی دوست دارم به تعداد آدم ها باشم

و گاهی دوست دارم که به کلی نباشم

فقط همین

اگرنه من هم مثل بقیه ام

گفت

آره

فقط یکم دیوانه تر

 

یا حی

/ 0 نظر / 15 بازدید