سفر

بسم اللَه الرّحمن الرّحیم

 

گاهی شعرها را می خواندم

گاهی هم سن ها را محاسبه می کردم

و قدم می زدم بین این همه ای که

یک روز مثل من این بالا (یا درست ترش این پایین)

قدم می زدن

اول سنگ سبزش توجه ام را جلب کرد

بعد ترش حساب کتاب سن ش

گویا بیست سال بیش تر نداشته

بعدش هم اسمش

چقدر اسمش آشنا بود

رضا صادقی

وقتی علت مرگش را خواندم یادم آمد

آن روزها در مدرسه دبیر ریاضی مان

از یکی از بچه های مدرسه می گفت

که بچه ی با صفایی بوده و المپیادی

و بعدترش از حادثه ای که برایش اتفاق افتاده، گفته بود

و از غم نبودنش

و ما گرچه زیاد نمی شناختیمش اما ناراحت رفتنش بودیم

حالا بعد چندین سال من لابه لای قبرها

سنگ قبرش را می بینم تا یادم باشد

دنیا چقدر می تواند کوتاه و گذرا باشد

 

یا حی

/ 0 نظر / 11 بازدید